... آدمی در زندگیش به جایی می رسه که یهو میبینه اطرافش خالیه. هیچکس نیست. همه اونایی که دوسش داشتن یا دوسمون داشتند دیگه نیستند. رفتند. دیگه نیستند. فقط یاد و خاطره هاشون که گاهی بیاد میافتد و بغض سنگینی تو گلو میافتد و زیر دوش حموم هق هق گریه میکنی و تو آینه نگاه می کنی و میگی:"مرد که گریه نمیکنه، تو حالت خوبه. خیلیم خوبه"
دوستدارحسین(ع) | - دوشنبه شانزدهم تیر ۱۳۹۹
برچسب:
نویسنده: زهرا یزدانی
برچسب:
نویسنده: زهرا یزدانی
«امیری حسین و نعم الامیر»«تقدیم به مولایم حسین (ع)»آنچه از مـن خواستی با کاروان آورده امیک گلستان گل به رسم ارمغان آورده اماز در و دیوار عالم فتنه می بارید و منبی پناهان را بدین دارالامان آورده اماندرین ره از جرس هم بانگ یاری برنخاستکاروان را تا بدین جا با فغان آورده امتا نگویی زین سفر با دست خالی آمدمیک جهان درد و غم و سوز نهان آورده امقصهّ ویرانهّ شام ار نپرسی خوش تر استچون از آن گلـزار، پیغام خـزان آورده امدیده بودم تشنـگی از دل قرارت برده بوداز برایت دامنی اشک روان آورده امتـا بـه دشـت نینوا بهرت عزاداری کنمیک نیـستـان ناله و آه و فغان آورده امتا نثارت سـازم و گردم بلا گردان تودر کف خود از برایت نقـد جان آورده امتا دل مهرآفرینت را نرنجانم ز دردگوشه ای از درد دل را بر زبان آورده ام
برچسب:
نویسنده: زهرا یزدانی